مسیحای سامرا

"حضرت امام هادي عليه السلام ـ به شيعيان خود ـ فرمود : از خدا بترسيد ومايه آبرو باشيد نه مايه بدنامي ،محبّتها را به سوي ما جلب كنيد وهر گونه زشتي را از ما دور سازيد" ( كتاب ميزان الحكمه جلد 6 صفحه 124)



الســلام عــلـيك يا عــلـــــي بــن مـــحمـــد الـــهـــادي


ای مسیحای سامرا هادی

آفتاب مسیر ما هادی


علی بن محمدبن علی

نوه ی اول رضا هادی


ذکرهر چهارشنبه ام اینست

یا رضا یا جواد یا هادی...


(سراینده؛آقای علی اکبر لطیفیان)


وقتی این خبر رو شنیدم تنها جمله ای که به زبون آوردم این بود؛خدا لعنت کنه دشمنای اهل بیت رو....

ولی جوانان ولایی و اونایی که نبض  قلبشون به عشق امامانمون می زنه ساکت ننشستند ویک انقلاب اینترنتی انجام دادند که جوانک بی غیرت فرصت عرض اندام نداشت!


گمان کردی که آواز و صدایت
به دلها می نشیند ای جوانک؟
شدی بازیچه ی دستان شیطان
بساطت جمع کن "شاهین کلاغک"

**********

جواب آن کلیپ هرزه ات را

جوانان ولایی،خوب دادند

به عشق حضرت هادی بنازم
چگونه رو به رویت ایستادند؟!


"یا اباالحسن یا علی بن محمد ایها الهادی النقی یابن الرسول الله یا حجة الله  علی خلقه یا سیدنا و مولانا"



این شعر (حرف دلمو) با قلبی شکسته و خیلی اتفاقی نوشتم....

امیدوارم که مورد قبول  آقا صاحب الزمان (عج)قرار بگیره.

(انشاالله)


می دونم دلت شکسته آقاجون

واسه توهینی که شد به جدّتون

بمیرم برای اون اشک چشات

واسه اون غم که نشسته تو صدات

آقا جون دنیا پر از ستم شده

دلامون لبریز درد و غم شده

آقا جون فدای غربتت بشم

به خدا یه وقتایی زجر میکشم

وقتی که یه عده بی حیا دارن

رو مقدسات ما پا میذارن

اما من مطمـئنم نمی تونند

شما رو از دل ما جدا کنند

آره با یقین میگم نمی تونند؛

(اینا بازیچه ی دست شیطونند)

یه روزی تو آتش قهر خدا

می سوزن این آدمای بی حیا...

آقاجون خوب می دونید ماشیعه ها

تو گرفتاری و اوج مشکلا

یه ضمیر ناخودآگاه بهمون

میگه که صدا کنید امامتون...

تو با اون خوبی بی حد و حساب

میدی به دلای ما یه حس ناب

حس آرامش و عشق و زندگی

با خدا بودن و حس بنده گی...

توی نا امیدی و تو بی کسی

گل نرگس تو به دادم می رسی

تو میای؛جهانو زیبا می کنی

دردامونو تو مداوا می کنی....

آقا جون یه خواسته ای  دارم ازت

"به خدا ظهورتو می خوام فقط"



"اللهم عجّل لولیک الفرج"




تولد يك حس ناب

معبودِ يگانه ام؛خدا،ياري كن    

درزندگي ام نام گناه"نيست" شود

تا نمره ی بندگي،عبادت،عشقم     

مثل عدد تولدم ،بيست شود

در دفتر خادمين زهرا نامم ؛       

با مُهر علي وارد اين ليست شود

اميد كه شعر ناقص من روزي    

آنگونه كه خوب وناب و عاليست شود....



و اينك حس ناب

مهربان، بانوي خوب من سلام

آمدم پابوستان با احترام

ذوق من مانند دختر بچه هاست

بي قرار ديدن صحن شماست

بانوي مهمان نواز با كرم

ذوق من گل مي كند توي حرم

بارگاهت آخر عشق و صفاست

آدم اينجا شاكر لطف خداست

بوسه بر روي ضريحت مي زنم

عاشق اين لحظه ي بوسيدنم

واي بانو، هست شعرم يادتان

في البداهه گفتنم؛اي آستان*

آن سحر با ديدن گلدسته ها

سبز شد طبع من از لطف شما؛

با ادب، دنباله ي اين شعر را

خواستم؛ديدم كه الطاف شما

باز هم شد شامل احوال من

سبز شد دشت خيال و حال من

بعد مدتهاي دور از شاعري

با نگاه به گنبدت با خاطري

كه پر از آرامش مهر تو بود

شعر "حس ناب" را با دل سرود

بانوي خوبم سپاس از لطفتان

بابت مهماني ات در آستان.

ديشب مهمان حضرت معصومه(س) بوديم،جاي همه تون سبز....

يادش به خير؛

سال گذشته وقتي به قم اومدم يادمه اون سحر كه با داداشم داشتيم مي رفتيم حرم،تا چشمام به گلدسته ها و گنبد افتاد قلب ذوقم بعد از مدتها  به تپش افتاد و من شعر "اي آستانت مامن آرامشي ناب...

رو سرودم؛ و بعد از  اون بود كه دشت  و طبع  شعر من سبز شد و شروع به نوشتن دوباره شعر كردم...

من نا اميد اومدم اما با عنايت بي بي جان اميدوار برگشتم خونه!

مريض بودم،شفامو گرفتم!

تو بدترين شرايط زندگيم دستامو گرفت؛و من به خاطر ارادتم به اين بانوي بزرگوار ،ايمان قلبيم به پروردگار مهربان محكمتر شد....

ميگن از كوزه همان برون تراود كه در اوست!

و در كوزه ي قلب من؛

محبت و ارادت به اين بانوي بزرگوار است......




احساس نامه

در زندگي ام عنايتت پر رنگ است

بانوي گلم،دلم برايت تنگ است

در گوش دلم نواي يا معصومه(س)

باحال ترين، ناب ترين آهنگ است....

چند روز بود كه دلم  عجيب هواي زيارت حضرت معصومه(س) كرده بود،دل به دريا زدم و راهي قم شدم...

دلم مي خواست مثل سال گذشته شب تولدم(20 ارديبهشت) كنار ضريحش باشم و آرامشي كه تو صحن مطهر و نازننينشه رو  باتمام وجودم حس كنم...

دستور بده بگو بيا مي آيم

يكشنبه،به اميد خدا مي آيم

با يك دل بي قرار و عاشق فردا

بانو به زيارت شما مي آيم!

جاي همه تون سبز،امروز كه رفتم  حرم مطهرش و عرض ارادت كردم دلم آروم شد،انگار يك نوزادي كه تو آغوش مادرش به اوج آرامش مي رسه...

شهر قمم و زائر بانو هستم

دلباخته ي كرامت او هستم

با قلب شكسته،ديدگاني پر اشك

نزديك ضريحشان دعاگو هستم....

اينو بدونيم كه؛

هر كسي با قلب شكسته و با اعتقاد و اعتماد كامل بره زيارت حضرت معصومه(س)مطمئنا دست خالي بر نمي گرده،مخصوصا اگه به وجود مقدس امام رضا(ع)قسمش بديم...

"ان شاالله همه تون حاجت روا بشين"




آیینه های خدایی

"السلام علیکم یا اهل البیت النبوه"


این خانواده،آینه های خدایی اند

در انتهای جاده های خدایی اند

خیل ملک مقابلشان سجده می کند

"اینها خدا نی اند ولیکن خدایی اند"

هر کس که می رسد سر اطعام می برند

فرقی نمی کند که فقیران کجایی اند

یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز

اینها همان مقدمه ی آشنایی اند

صدها هزار مثل سلیمان در این حرم

مشغول لحظه های شریف گدایی اند....


سراینده؛آقای علی اکبر لطیفیان از کتاب "تولیت آدم"

قبر بی نشان

شب شهادت حضرت فاطمه (س) هست،خدا رو قسم می دم به حق مظلومیت و معصومیت این بانوی بزرگوار ظهور آقا صاحب الزمان(عج) نزدیک کنه.....



یک مرد شبیه آسمان می گرید

از گریه ی او زمین ،زمان می گرید

آهسته و زیر لب چنین می گوید؛

مظلومه ی من ،فاطمه جان،می گرید

بی تو چه کند علی، بگو زهراجان؟

پس جان علی نرو بمان ،می گرید

با یاد غم و غصه ی او می نالد

از جور و جفای دشمنان می گرید

هرگاه به یاد صورتش می افتد

چون ابر بهار ،بی امان می گرید

آن میخ در و هیزم و آتش ای وای

اینجا که رسید، روضه خوان می گرید

با گریه میان روضه اش می گوید

یا حضرت صاحب الزمان، می گرید

عمریست که شیعه از غمش می سوزد

بر غربت و قبر بی نشان می گرید

در قافیه های ماتم و غم شاعر

دلسوخته از شرح بیان،می گرید....

اللم عجل لولیک الفرج

یک سبد احساس


السلام علیک یا "فاطمه الزهرا ،یا بنت رسول الله"

سلام دوستان خوبم،می دونم  با شنیدن اسم حضرت فاطمه(س) اولین چیزی که میاد تو ذهنتون،مظلومیت این بزرگوار هست و دومین که خیلی دردناکه اینکه پاره ی تن آقا رسول الله(ص)فبرشون مخفی هست ....

مظلومیت تا این حد؟؟؟

ما ایرانی ها عشق و ارادتمون نسبت به اهل بیت وصف ناپذیره،برای تسکین دلمون به زیارت قبر مطهرخانم جان حضرت فاطمه معصومه (س) می ریم و گل ارادت و عشقمون نثار ایشان می کنیم....

"اللهم عجل لولیک الفرج"

...وباز از زمین ذهنم ، گل شعری رویید!

"با دلی آکنده ازاحساس و عشق

شعر خود تقدم اویی می کنم،

که ملقب شد به  بانوی کرامت ،مریم آل علی

حضرت معصومه  این بانوی خوب شهر قم..."

(آری ،او که فاطمه ی ثانی ست او که ملقب شد به کریمه  ی اهل بیت و مریم آل طاها)


"بانوی خوب شهر قم"

بازم دلم گرفته و خیره به گنبد شماست

بودنتون برای ما یه گوشه از لطف خداست

کبوتر خیال من راهی زیر گذر میشه

پا می ذارم توی حرم دلم شکسته تر می شه

اذن ورودو می گیرم من زیر ساعت حرم

به عشقتون با احترام قدم قدم جلو می رم

می گم خانم عرض سلام ارادتم نثارتون

ساده می گم آره دلم باز شده بی قرارتون

نگاهتون به زائرا نقطه ی اوج شعرمه

لطف و کرامت شما حاصل موج شعرمه

یه حس تازه ای دارم وقتی می یام تو حرمت

برای من مشخصه خوبی و لطف و کرمت

بانوی خوب شهر قم کریمه ای و مهربون

باعث افتخارمه یه روز بشم خادمتون...


این روزا  بی بی جان حضرت معصومه (س)عزادار مادرشون خانم حضرت فاطمه زهرا(س) هستن، از همه ی اون عزیزانی که می رن حرم خانم حضرت معصومه(س) التماس دعا دارم....

چه زیبا گفت آن شاعر که:

"آن قبر که در مدینه شد گم

پیدا شده در مدینه ی قم"



دنیای بی تو

ازغیبت تو خسته شدیم آقا جان

دنیا شده بی تو با جهنم یکسان

با طعنه به ندبه های ما می خندند

یک ملت سست عنصر بی ایمان

شکوه آسمان

ای اوج شکوه آسمان ادرکنی

ای ناجی دردهایمان ادرکنی

یک جمعه ی دیگر و دعای ندبه

یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی.....