اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا رَسول الله


اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ


اَلسَّلامُ عَلَيْکَ یا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا



سیاه پوش بیست وهشتمین روز صفر،

شانه به شانه ی آسمان فشرده در ابر ِ مدینه می گرییم...

یا رسول الله! پنجره در پنجره، باران سوگوار توست که هوای این حوالی را می آشوبد...

اى چکیده ی قرآن! آخرین خطبه ی عشق، غزل رفتن تو بود...

بدرود که دستان قلم در فراق تو آتش گرفته اند...

ناشر آخرین دفتر خدا ؛مى روى و از تنفس تو، دوازده شاخه گُل مى رویند ،

تا به تفسیر تو برخیزند...


/**/

دیدگان مهربانش را که بست

گرد غم بر چهره ی عالم نشست

هم نوا با آه ِ بانو می شویم

ما شریک غصه ی او می شویم

دختری که بعد بابا روز و شب

گریه کرد و جان او آمد به لب

بعدِ بابا روز خوش دیگر ندید

چه مصیبتها ، که پشت در کشید

گفتم از درب و دلم آتش گرفت

دفتر و شعر و قلم آتش گرفت...



اى کریم اهل بیت! از اعتراض خاموشت مى نویسم که چون نجابت گل هاى محمدى،عطر ایمان را در فضاى تنگ زیستن منتشر کرد؛ آنجا که مظلومیت تو،بى وفایى و سستى یارانت را تنهایى به دوش کشید،از تو مى نویسم که زهر خیانت، لخته هاى جگرت را از گلوى حق پرستت سرریز کرد؛و خاک مدینه به خون غربت بخشنده ترین شاخه ی امامت آشنا شد..

از تو نوشتن سخت است و از غربت تو نوشتن سخت‌تر...

وقتي قلم روضه ی تيرباران تابوتت رامینویسدوواژه‌هااشك مي‌ريزند،بي‌شك

رداين خوشه‌هاياشك،دل‌هاي مشتاق زيارتت رابه سكوت بي‌سرانجام بقيع مي‌رساند...

اى کریم اهل بیت،قلب اندوهگینمان در عزاى تو،دیدارو شفاعتت را،

در قیامت مى طلبدتاطعم بخشندگى تو را دریابیم...




ای کریم آل طاها یا حسن

وسعت بخشایشت دریا ،حسن

یک بقیع اندوه دارم در دلم

می زند آتش ،غم تو بر دلم

ای نماد غربت و مظلومیت
من فدای آنهمه تنهایی ات
 
ای حریم خاکی ات دارالشفا

چارمین معصوم آل مصطفا

می نویسم از مقام صبر تو

شمع شعر من نثار قبر تو...

در چشم انگورهای من، نشان مظلومیتت پیداست...

کوچه‏ های توس، آخرین گام‏های مقدست را به مویه نشسته است...

تو، صدای غریب خراسانی در هیاهوی بی‏ سرانجام فریادها و پچ پچ‏ها...

آن نخل تناوری که شاخه‏ های ابدی‏ ات را خزانی نیست...

تو آرامش دل‏های زخمی و بی‏قراری هستی که طنین ناله‏ هایشان،

در جان ضریحت می‏ پیچد...

از آن سوی آبی‏ها نگاهمان کن؛ که سخت آرزومند توایم و نیازمند....




غصه دار ماتم تلخ توام

ای امام هشتمین،شاه کَرَم

غربتت آتش به جانم می زند

یا علی موسی الرضا آقا مدد


عالم آل محمد یا رضا

دست من بر دامن لطف شما

هم نوا با زائران گویم رضا

"از تو می خواهم براتِ کربلا"


حضرت معصومه ،بانو تسلیت


من فدای پاکی ِ اشک و دلت...

نسیم محرم و شبنم اشک وسیله ای برای بیدار کردن چشم های ما،

و دیدن روی خداست...

که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

“اِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ أَلا فَتَعَرّضُوا لَها*

(همانا در طول عمر شما، نسیم های الهی وزیدن می گیرد،

پس بیدار باشید و خود را در

معرض این نسیم ها قرار دهید)

پس علامت قبولی عزاداری ها در محرم و صفر ،

 در تغییر عادات و اعمال و نگرش ما در زندگی؛

به سوی خداست که بطور کلی هدف تمام انبیاء و اولیاء

و بطور خصوص هدف سیدالشهداء ،حسین عزیز اصلاح ماست؛

 تا آنکه ان شاالله این باران رحمت در باغ دل ما شکوفه های

انسانیت و سعادت بنشاند...

*بحارالانوار،ج۷، ص۲۲۱




خداحافظ ماه های دشواری های آل الله و اولیاءالله...
خداحافظ داغ های به اوج رسیده...

خدا حافظ اوج های بر سر نیزه...

خداحافظ جگر های پاره پاره به جفا...

خدا حافظ غربت های مسموم...

و سلام بر دل های داغ دار در سبک شدن غم ها به ورود ربیع الاول...

سلام بر دل های حک شده با یادشان...

 سلام بر روح های در هم آمیخته با عشق که بر منبر ،

و مناره های غم و شادی هایشان  گره به آل الله خورده ؛

و دست هایی که گره را کور و کور تر می کند...

 امیدوارم گرهی که در سطر آخر ذکر شد روز به روز کور و کور تر شود...!



مهربانا! مگذار تسبیح نگاهمان از فرط جدایی دانه دانه شود...

اللّهمّ بلّغ مولانا الإمام الهادی المهدی(عج)