شبهای مدینه خداحافظ ؛سکوت را برایتان ابدی نمی بینم...

باور نداشته باش که با اتمام ناله های زهرا آر ام شوی!

ای مدینه علی دیگر زهرا ندارد...

علی امشب پارۀ وجودش را به خاک می سپارد؛

یا نه علی خود به گور می سپارد؟

زهرا جان بعد از تو علی دیگر قد راست نکند...

ای چاه های مدینه،

علی از امشب با شما نجوا می کند...

بخروشید ای چاه های مدینه فریاد بزنید....

آنگاه که علی غسل یاس می داد،

آنگاه که سر بر دیوار بی کسی گذاشت،

آنگاه که علی پهلوی شکسته ی زهرا را دید؛

فریاد زد رهرا جان علی را ببخش که؛

دردهای تو را نفهمید، که زخمهای تو را ندید...

ندامت علی دنیا را می لرزاند ....

آری ای کاش آن شب دنیا به پایان می رسید...

کاش کنگره ی عرش متلاشی می شد!

چه بگویم از امشب ...

فقط این را می گویم که داغ تازه است...

تا به امروز و علی همچنان بر مزار مخفی یاس می گرید...

و کوچه های مدینه ،

ناله علی و زینب و حسنین را ازامشب در خود دارد ...

خون بخروشید ای چاه ها ی مدینه که علی دیگر زهرا ندارد...



در پشت دری سوخته گل پرپر شد

گویا که درون خانه اش محشر شد

تشییع جنازه ای غریب ومظلوم

این واقعه،آغاز غم حیدر شد....


یک مرد شبیه آسمان می گرید

از گریه ی او زمین ،زمان می گرید

آهسته و زیر لب چنین می گوید؛

مظلومه ی من ،فاطمه جان،می گرید

بی تو چه کند علی، بگو زهراجان؟

پس جان علی نرو بمان ،می گرید

با یاد غم و غصه ی او می نالد

از جور و جفای دشمنان می گرید

هرگاه به یاد صورتش می افتد

چون ابر بهار ،بی امان می گرید

آن میخ در و هیزم و آتش ای وای

اینجا که رسید، روضه خوان می گرید

با گریه میان روضه اش می گوید

یا حضرت صاحب الزمان، می گرید

عمریست که شیعه از غمش می سوزد

بر غربت و قبر بی نشان می گرید

در قافیه های ماتم و غم شاعر

دلسوخته از شرح بیان،می گرید....



ما ایرانی ها عشق و ارادتمون،نسبت به اهل بیت (علیها السلام)

وصف ناپذیره،برای تسکین دلمون به زیارت قبر مطهرخانم جان؛

حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) می ریم،

 و گل ارادت و عشقمون، نثار ایشان می کنیم....




گفتم به کجاست قبر آن مظلومه

مظلومۀ از حق خودش محرومه

گفتند صفای بارگاهش امروز

جاریست به صحن حضرت معصومه....

مولا جان؛

فدک

هر جمعه

چشم انتظار توست!

اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج