فصل رویش

يا مقلب‌ القلوب و الابصار

يا مدبر اليل و النهار

يا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الي احسن الحال


برگ ديگري از دفتر تاريخ ورق خورد و پاي به دهه‌يي نو گذاشتيم...

هفت‌سين دلتان پر از؛

سربلندي، سعادت، سلامتی، سرفرازی، سرور، سرزندگی و سادگی...


بوى بهار می‌آید، بوى نوروزى پرشکوفه،

هواى تازۀ این روزها و جوانه‌هاى روییده برشاخه‌ها گواه رسیدن بهار است.

بهار در ترانه،احساس قصّه ی ماندگاریست...

تولدیست در سرای زیبای عاطفه و شعریست در سایه ی روشن مهر...

می توان نبض امید را در سرزمین شکفتن احساس کرد..

بهار نغمۀ موزون باران است جرعه ای از ترنّم آبی عشق , روحی است ؛

که دل را در ساحل حضور به خلوت می آراید ....

بهار شکست غم در بغض امید است و تجلی گاه مشتاقان ...

غباردل را در باران بایدشست و صدای جویباران را دروسعت رهایی زمزمه کرد ...

بهار سرفصلی است در روزهای زندگی , افقی ست از دریچه ی عا طفه ها..

نوای محبّت بهانه ایست در تصوّر مهتاب...

بهار است که آسمانی می کند حدیث یاد را در خلوت افکار...



تغییر فصل ، یکی از ملموس ترین نشانه های قدرت خداوند بر روی زمین است ،در همه آئین های الهی ضمن اشاره به تازگي و زيبايي فصل بهار،به عبرت آموزی ازآن تاكيد شده است،درادبیات جهان نیز،برکت ، روشنایی ، سلامتی ، صلح و هر آنچه که نشان از پاکی و خیر دارد ، بابهار به تصویر کشیده شده است..تبسم گل ها، هیاهوی پرندگان،رویش زیبایی و جوانی است.بهار فصل دگرگونی ست،طبیعت خزان شده به ناگاه به امر خداوند،سر از خاک بر می آورد و زنده و با طراوت می شود...
 



سلام دوستان خوبم،سلامی لبریز از مهر و ارادت به شما عزیزانی  که همیشه با تشویقها و تحسین هاتون همراه نوشته هام بودید و منو دلگرم به نوشتن می کردین،حلول سال نو و بهار پرطراوت را كه نشانه قدرت لایزال الهی،و تجدید حیات طبیعت می باشد، به شماعزیزان تبریك وتهنیت عرض نموده،وسالی سرشار از بركت ومعنویت را براي همگي آرزودارم،دوستان خوبم،همیشه آخر هر پستم با تقدیم یه شعر به ساحت مقدس آقا صاحب الزمان(عج) اون مطلب  رومزین می کردم،این بار با تقدیم چند شعر،که می دونم حرف دل همه تون هست به استقبال سال 1392 می ریم.ان شاالله همه تون در پناه لطف وعنایات آقا صاحب الزمان(عج) باشید...

اسیر روزها و سال وماهیم

غریب وخسته ایم و بی پناهیم

کنار سفره وقت سال تحویل

ظهورش از خدای خود بخواهیم...

کنار هفت سینم سفره اما

به عشق و احترامت در سکوت است

بیا آقا که عالم بی حضورت

پر از تاریکی و رو به سقوط است....

جهان روشن شود از نور رویش

معطر می شود عالم ز بویش

دل هر شیعه وقت سال تحویل

ظهور او تمام آرزویش.....


اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

بانوی صبر

ای اسوۀ صبر و استقامت

احیاگر مکتب امامت

ای دشت صبور مهربانی

زینت شده با نسیم نامت...



وقتی که پلک گشودی، خورشیدِ پنجمین روز بهارانه ماه جمادی الاول،

از افق نگاه بی کرانه تو طلوع کرد...

 گل لبخندت بر دامن نجابت زهرا شکفت و نوروز لحظه های صبوری،

در تقویم آفرینش آغاز شد...

زینب یعنی، زینت شب های بی کسی و تنهایی و بی زهرایی پدر...

زینب یعنی مرحم زخم های سینه مادر...

 زینب یعنی سنگ صبور غربت و مظلومیت حسن...

 زینب یعنی خطبه گویای رشادت و حقانیت حسین...

زینب یعنی زهرایی که سقیفه خون بارش کربلا آفرین شد...

 زینب یعنی پرستار زخم های عاشورایی...

 زینب یعنی آغوش پناه کبوتران پر و بال سوخته کربلایی...

 زینب یعنی زن، اسوه، وقار، شکیبایی، عصمت، نجابت، شجاعت...

 زینب یعنی وصف تمام خوبی ها تا بی نهایت...

میلادت مبارک، خاتون خانه ولایت...



تو زینب شدی زینت مرتضی

ی
یام آور عرصۀ کربلا

حریمت شده سرپناه دمشق

تو دریای صبری و بانوی عشق

زمان،مات و مبهوت صبر شماست

و اوج صبوری تان کربلاست


غمم را به نامت تسلا دهم....


به زانوی صبر تو سر می نهم...


سلام دوستان خوب و همراهان مهربان همیشگی ام...

روز و روزگارانتان خوش...

همه میدونیم که روز میلاد حضرت زینب (سلام الله علیها )

روز پرستار نامگذاری کردند..

از همین جا این روز پر برکت رو به تمامی پرستاران خوب ایران زمین،

تبریک و شادباش عرض می کنم...

"روز پرستار، روز جاری عاطفه ها، روزدرخشیدن ایمان در قلب های مهربان،

روز افتخار انسان به انسانیّت گرامی باد"


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com


ای اوج شکوه آسمان ادرکنی

ای ناجی دردهایمان ادرکنی

با قلب شکسته زیر لب می گویم

یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی...

یا حضرت معصومه(س)

بهارعمر بانو گشت پاییز

هوای شهر قم سرد وغم انگیز

تمام زائرانش بی قرارند

حرم ازعطر یا معصومه(س) لبریز...




غمی در انتهای سینه دارم

زداغ ماتم او سوگوارم

قلم ،کاغذ،دوبیتی ،اشک،آن وقت

دلم را به ضریحش می سپارم...



انگار همین دیروز بود که قدم گذاردی در افق بی تاب چشم هایمان...

دلمان می تپید برای ورود کجاوۀسبز و پرنور تو...

هلهله و شادی، میهمان خانه دل های اهل قم شده بود...

چه زود گذشت این هفده روز حضور زمینی ات...

چه زود از میهمانی مردم قم، به میهمانی خدا رفتی...

آن روز که آمدی، پای قدم هایت، قربانی می کردیم،

تا بلا از وجود نازنین تو دور شود،و کریمه خاندان موسوی،

  حرارت خورشید رضا (ع) را برایمان سوغات بیاورد؛

ولی بهار جوانی ات، چه زود در ناباوری چشمانمان به خزان نشست...

گویی قسمت نبود دیدگان مشتاق تو، به چشمان منتظر رضا(ع) گره بخورد...

انگار تو به میهمانی بیت النور نیامده بودی؛

مقدر بود که خانه باصفای تو، میزبان هر روزه دل های اهالی قم شود...

معصومه جان! بغض دلتنگی در هوای بارانی چشم هامان شکسته شده...

یاد بانوی تنهای کوچه های مدینه، صبر از کف احساسمان برده است؛

و برای زیارت قبر پنهان مادرمظلومه ات، تاب نداریم...

پس به سایۀ امن حرم تو می شتابیم تا در کنج خلوت حریمت آرام بگیریم....


يک روز به دنبال برادر، میهمان شهر قم شدی؛

و شهر قم میهمان خوان کرامتت شد...

یک روز آمدی و برای همیشه ماندی ...

و اینک از گوشه گوشه عالم، بوی خوش چادر تو،

همۀ دل های عاشق را به قم می کشاند...

یا کریمۀ اهل بیت!

این دست کوتاه ما و این بلندای کرامت تو...

تو خود دلشکسته ای؛

و از اندوه شکستن آگاهی...

پس هرگز دل های زائرانت را نخواهی شکست...

تو خود چشم انتظاری را تجربه کرده ای؛

پس هرگز، چشم انتظاران حرمت را منتظر نخواهی گذاشت...

ای پژواک مانای کرامت!

مردم این خاک، تو را رشتۀ اتصالِ زمین و آسمان می شناسند؛

و بر دامانِ پر مهر و عنایات تو دست توسل دارند...

چگونه نبودنت را باور کنند بانو جان؟

اي خواهر کريمۀرضا(ع)

چقدر گلدسته هاي حرم تو،

به آستان آسماني رضا(ع)نزديک است!

انگار طنين صداي او، هر لحظه در هواي قلب هايمان مي پيچد که:

«هرکس معصومه (س) را در قم زيارت کند،

گويي مرا زيارت کرده است»*

*بحارالانوار ، ج 57 ، ص214


 

اي انتظار جاري ده قرن تا هنوز

بي تو غروب مي شود اين روزها هنوز

اما هنوز چشم جهاني به راه توست

اين جمعه آه مي رسي از راه يا هنوز...؟


اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج