یا حضرت علی اکبر(ع)

سلام فرزند راستین ماه و خورشید؛پیوند خورده با عطش و اشتیاق!

تو، نیمۀ دیگر پیامبری؛چون چشم‏هایت تا ابدیت ادامه دارد...

 کوچک‏تر از آنم که بسرایمت؛

واژه ‏ها به مبارک‏باد قدوم تو آمده ‏اند

و من، اسیر دست واژه ‏های فراری ام...

  ای بوتۀ معطر بوستان محمد(ص)

من یک جوانم؛ کمک کن سکوت سرد و مکرر سینه ‏ام،

به جریان گرم محبت تو بیشتر بپیوندد؛

 دل بزرگ و شانۀ ستبر خودت را از خستگی بی ‏امان جوانان دریغ  مدار...




چو وا شد غنچه ی لبهای اکبر

فضای خانه شد خوشبو، معطر

همه گفتند با حال ِ تعجب

علیّ اکبر آمد یا پیمبر؟!

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

میلاد علیّ اکبر آمد

بر نسل جوان شده سر آمد

بفرست به آن جمال زیبا

ذکر صلوات بر محمد(ص)

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

(جوان و پند پیران)

"افسوس! اگر جوانان می دانستند و اگر پیران می توانستند

شور و نشاط و قدرت و صلابت جوانان اگر با تجربه و تدبیر پیران همراه شود،

کیمیایی است که می تواند مس وجود را به طلای ناب بدل سازد

و از این روست که ره نمایان دین و اخلاق،

پیوسته جوانان را به تجربه اندوزی و پندگیری از پیران موعظه کرده اند"

حافظ،، رأی پیر را از بخت جوان ارجمندتر می شمارد:

جوانا سرمتاب از پند پیران

که رأی پیر، از بخت جوانِ به

همچنین او شنیدن نصیحت پیران را مایه کمال انسان می داند:

پیران سخن به تجربه گویند، گفتمت

هان ای پسر که پیر شوی، پند گوش کن

و صائب نکته گو، صحبت پیران را حصار عافیت جوانان می شمارد:

جوان را صحبت پیران، حصار عافیت باشد


به خاک و خون نشیند تیر، چون دور از کمان باشد....

"جوان،نخل امیدت پر ثمر باد

نهال همتت پر بار و بر باد"

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

باید بیایی

تا آرزوهای خدا را

برآورده کنی...

شعبان دارد به نیمه می رسد

بیا ای آرزوی خدا...


اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


شکوه رویش گلهای شعبان

مبارک دوستان ،ایام و اعیاد

شکوه روشنِ ناب سه میلاد

سه گل در باغ شعبان شد شکوفا

حسین بن علی، عباس و سجاد...


شب میلاد آقایم حسین است

عزیز فاطمه نور دو عین است

حسین بن علی نور وجودش

گل لطف ِ خدای عالمین است...

زمین از مقدمش لبریز گل شد

وَ خانه پر ز نور چار قل شد

قمر تا صورت عباس را دید

خودش را جزء دید و محو کل شد!


شب میلاد زین العابدین است

امام و پیشوای چارمین است

نیایش های سبز و نابِ سجاد

صفا بخش قلوب مومنین است...

بر ما ببار، ای رحمت بی کران خداوند!

بر ما ببار که سال هاست کویر سینه هامان،

تشنۀ باریدن زلال توست....

خدا كند كه بیایی


اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

عطر بعثت


هوا، معطر از نغمه های ملکوتی است....

فاصله ها خط می خورند...

فضا، غرق در ترس و شادی توأمان است...

آرامش، از دیوارهای غار بالا می رود؛

ناگهان، صدایی دیر آشنا، لطیف چون حریر و ابریشم،

محکم، به استواری صخره ها و کوه ها؛

با لهجه ای آسمانی؛ جبرئیل، بر آستان حرا،

تو را می خواند: "بخوان، محمد"

صدای جبرئیل، سکوت غار را می آشوبد...

آیات، بر لب هایت به وجد می آیند....

"اقرأ...." و رسالت آغاز می شود...

جهان در مقابل شکوهت، خاضعانه سر خم می کند...

امروز، روز آغاز حیات طیبه انسان است...

حجاز، هیجان آمدنت را زانو زده است...

چقدر ردای نبوت بر قامت برافراشته ات برازنده است...!

از این پس دنیا، تنها در سایۀ اقرار به رسالت تو، سربلند خواهد زیست...

فرستادۀ آخرین خدا بر زمین؛

پیامبری ات مبارک که روح انسانیت را در باغ جان ها شکوفا کردی...

سالروز تجلى انوار الهى، نزول والاترین نعمت پروردگار بر بشریت،

طلوع خورشید درخشان خاتمیت بر آسمان نبوت،

بعثت اشرف موجودات،

خاتم انبیاء حضرت محمد (ص)مبارک

آن کس که گرفت، دامن عشق

شد نغمه سرای گلشن عشق

فرمانِِِ پرستشِ خدا داد

یکتاییِّ ذات او ندا داد

در خاک سیاه و جهل و پستی

فرمود: فقط ؛ خدا پرستی

آنکس که وجود بت برانداخت

از بتکده؛ خانه ی خدا ساخت

آنکس که شد از کمال ایمان

آیینه ی آیه های قرآن

آن کس که به دل،خدای خود دید

از باغِ پیمبری گلی چید

آن کس که وجودِ نازنینش

آن کس که کلامِ دلنشینش

همراهِ کرامت و صفا بود

پیغمبرِ آخرِ خدا بود

پیغمبرِِ آخرین محمد(ص)

محمود و ابوالقاسم و احمد...



یا محمد! حُسن ختام نبوت، نقطۀ آغاز تو بود؛
 روزی که علف‏هایِ هرز مفاهیم جا افتاده را برکندی،
 و خاک بشر را زیر و رو کردی تا تنها بذر وحدانیّت الهی را در آن رها کنیم...
ـ مبعث؛ یعنی وساطت تو میان بنده و معبود...
یا رسول اللّه‏!
دستانم را بگیر تا بت‏های باقی‏ماندۀ دلم را بشکنم
که خدای تو خریدار دل‏شکستگان اس
ت....

آغاز اسلام با محمد(ص)

و پایانش با مهدی(عج) است

 مشتاقِ این پایان خوش است

حتی خــدا!


اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


یاامام موسی بن جعفر(ع)


السلام علیک یا "موسی بن جعفر و رحمة‏اللّه و برکاته"

می ‏گویم: یا باب‏ الحوائج و در قنوتم یک آسمان التجا گل می‏ کند...

کیستی ای روح نیایش، نیاز حاجتمندان، سبب ساز رحمت واسعه الهی.

کیستی تو که می‏ شود با التجای به تو،

تمام نابسامانی‏ها را سامان بخشید،

تمام دردها را درمان کرد و تمام غصه‏ ها را از دل زدود..

حضور آسمانی تو را چه کسی می‏ تواند انکار کند؛

حتی در زندان، حتی در تنگنای تمام «سیاه‏چال‏ها»؟!

بریده باد دستی که زنجیر را به ملازمت پاهایت برگزید!

مولا جان، ای اسطورۀشکیبایی!

ما رابه التجای تو نیازی است که در طول زندگی بدان محتاجیم

و خداوند دعای تو را بهانه اجابت بی‏ واسطه کرده است.

ای باب رحمت و اجابت!

اینک، این غروب غمبار شهادت توست که؛

آسمان «کاظمین» را فرا گرفته است؛

غروبی که یادآور روزهای تاریک زندان است...

روزهای تلخ تازیانه و خشم،

روزهای سرشار از خلوت غریبانه مناجات‏هایت....

یا باب الحوائج؛ ما زنجیریِ زندان نفس گناهکار خویشیم؛

گذشتن از غضب را به ما بیاموز تا عقل الهی،

رهنمون تصمیم‏هامان گردد مولا جان...




تصنيف تواضع تو ناب است
تفسيرِ بلند آفتاب است

شمعِ كَرَمت هميشه روشن
مولا و امام هفتمِ من

اي حجتِ آسمان هفتم
دست تو گره گشاي مردم

مفهوم صراط مستقيمي
تو بابِ حوائجي،كريمي

تو لطفِ خداي عالميني
آرامشِ شهر كاظميني

آقا به فداي زخمهايت
زخمي كه نشست روي پايت

(زندان و اتاقِ تنگ و يك مَرد؛
اي واي چگونه شرحِ اين درد..)

نه شيعه ي تو نمي تواند
آرام بماند و بخواند...

سخت است بيانِ گفتنِ آن
غمنامه ي تو درونِ زندان

بر روي تنِ مباركت ،آه
آثارِ شكنجه هاي جانكاه....

اوضاع زمانه اينچنين است
مظلوميتت گواهِ اين است

آنان كه مقرب خدايند
همواره به رنج،مبتلايند...

مولا مددي امامِ هفتم
آقا مددي امام هفتم

در لحظه ي تلخِ جان سپردن
آن لحظه ي سخت و سرد ِ مردن

آقا،تو بيا شفاعتم كن

از ترس عذاب؛راحتم كن...

بيانِ تسليتم به حضرت معصومه(س)

"بانو به فداي ناله هايت
آن بغضِ نشسته در صدايت

بانوي گلم فداي اشكت
آن پاكيّ ِ قطره هاي اشکت"

بايد به رضا دهي تسلا
از داغِ غمِ فراقِ بابا

يا حجت حق بقيه الله
مولاي زمان آجرك الله....


معصومه جان! تسلیت....

چشمان زایر ما را ببین که به اشک نشسته است....

صدای ما این بار، زیارتنامه را داغدارتر از همیشه می خواند...

دست های ما ضریح تو را این بار، غمبارتر در آغوش می گیرد...

قم، از همه شهرها غمگین تر است....

امّا خوشا به حالش که برای تسکین این درد،
 تو را دارد و به تو تسلیت می گوید تا خود تسلّی یابد
...



هرجمعه را

خطی کشیدم روی دیوار...

 زندانی غیبت منم!

ای صاحب ما....


اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج




به یاد امام خمینی (ره)

اماما، ای سفر کردۀ دیار عشق،

ای که باغ هستی ات بهار آزادی را آسایش دگر بود؛

بر بال کدامین ملک نشستی که اینچنین بی تاب ،

و شتابان به سرای جاوید سفر کردی؟

خلوت اُنست را در کجا گستردی که اینگونه مستجاب شد؟

و اینک در سالروز هجرانت، با یادت به دل های سوگوارمان تسلی ده....

سالروز خزان دستان مهر پرور، از تبار آیینه ها،

روح خدا خمینی کبیر را بر امت عزادار تسلیت می گوییم....


روح او از نور حق سرشار بود
از سیاهی دیده اش بیزار بود

آن وصیتها،نصیحت ها همه
سودمند و روشن و پر بار بود

کی شود کهنه بیانات امام؟
او که آیینش پیمبر وار بود؟!

همچوفانوسی که کارش روشنیست
در شب تار زمان بیدار بود

بسکه از عشق خدا سرشار بود
حس آرامش در او بسیار بود

فارغ از خود بود و با خال لبِ
حضرت معشوق خود بیمار بود

گفته بود این جمله رادر یک غزل
سرخوش از دیدار روی یار بود

نیمۀ خرداد بود و یک نفر؛
بی قرارِ  لحظه ی دیدار بود

نیمۀ خرداد اما پیش ما
روز پر اندوه و تلخ و تار بود

"بعد او سید علی شد انتخاب
شد امام و رهبر این انقلاب"



هر زمانی باید امامی داشته باشد!

ای امام زمانم؛

هر مکان چطور؟!

هر مکانی باید امام داشته باشد؟

اگر آری

پس دست روی سر

ایستاده می گویم:

"السلام علیک یا اباصالح المهدی"


اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

بانوی صبر

ای شکوه حماسه در سراپردۀ حیرت...

ای زخم خوردۀ نینوا، ای بانوی خورشیدهای دربند...

ای زینب قهرمان!

تو که خود، وسعتی به اندازۀ همه سوگ های آفرینش داشته ای،

تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی،

چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم...

تو که آواز سرخ کربلا را از حنجرۀ بردباری اش، به گوش تاریخ رساندی؛

و اگر این حنجره صبوری نبود، و اگر آن نطق آتشین تو،

در کاخ استبداد یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک ،

در هزار توی کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد....


بانوی تحمل و شهامت

منظومۀ عشق و استقامت

ای عمۀ مهربان سادات

"غمنامۀ کربلا به نامت"

شد قوم بنی امیه رسوا

با خواندن خطبه و کلامت

تو،"زینِ ابی" زینت بابا

ای آینۀ صفاتِ زهرا

در لحظۀ سختی و مصیبت

با گفتنِ یا زینب کبری؛

از ذکرِ همین توسلِ ناب

گیرد دل و داغمان تسّّلا...

بانوی گلم،چها کشیدی

وقتی که سر نیزه،...خدایا....

با دیدن آن همه مصیبت

با دیدن آن همه بلایا؛

امّا به سوال آن کسی که؛

پرسید چه دیده ای در آنجا؟

گفتید در این حماسه دیدید

تنها همه صحنه های زیبا...


چشمانش را گشود و برای آخرین بار به دورترین نقطه خیره شد...

در این مدت حتی یک لحظه چهرۀ برادر از نظرش دور نمانده بود...

آتش اشتیاقش بیش از پیش شعله کشید...

و یاد برادر تمام وجودش را پر کرده بود....

لحظۀ وصال نزدیک بود...

دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را،

به دریایی از غم مبدّل ساخت...

زینب (س) پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت:

"السلام علیک یا اباعبدالله "و به برادر پیوست...

یا این دل شکستۀ ما را صبور کن

یا لااقل، به خاطر زینب، ظهور کن

دیگر بتاب از افق مکه، ماه من

این جاده های شب زده را، غرق نور کن...


"اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج"



مولود کعبه


علی جان، امشب در خجسته شب میلادتْ ،

در خانه ای که تار و پودش را با عشق تو پرداخته ایم،

شوق آمدنت را به شادی می نشینیم تا آستان دلمان را ؛

با بهار وجودت همراه سازی....

امشب خیال آمدنت به خانه قلبمانْ،

همان شمیم روح بخش جان نوازی است که ؛

درون کوچه های نهج البلاغه ات می وزد...

در دریای ذهنمانْ موجِ الهام کلام تو جاری است و ما

چشمانی را در طلوع آمدنت نظاره می کنیم که؛

  همه حدیث و اعجاز است در بی نهایت بودن؛

چشمانی که در افق بی انتهایشْ

دردهای بی شماری ترنّم گفت وگو دارند....

امشب قدوم مبارکت را بر صفحه دلمان بوسه گاه خویش قرار می دهیم؛

ودلمان را به یادتْ روانه تربت غریب خلوتت می کنیم....

علی جان، میلاد سراسر نورت مبارک باد...


علي سرچشمه ی ايمان وهستي

علي آيينه ي يكتا پرستي

علي روح مناجات و دعا است

ودر وصف و مقامش آيه ها است

علي حقّ و علي قرآن ناطق

علي آيينه ي علم و حقايق

خدايا ارزش آن بنده در چيست

اگر كه در دلش مهر علي نيست؟!


جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

علی جان؛

دل های ما در سُرور میلادت از شوق،

بسان کعبه شکافت و شکوفۀامیدمان شکفت...

سوگند به خاک قدومت که تا قیام قائم آل طه،

خاکسار آستان ولایتیم و بر پیمان الهی خویش، پایدار...

سلام ِساکنان مسکن صدق و ارادت پاک دلدادگان،

نثار مقدم قدسی تو باد...


پیشکش به نگاه مهربان و صبور پدرم؛

چراغ خانه ای بابای خوبم

بدون بودنت رو به غروبم

همیشه بر لبت لبخند داری

پر از حس طراوت چون بهاری

وجودت آفتاب مهربانیست

نگاه تو نجیب و آسمانی ست

پناه امن درد و غصه هایم

تلاش و زحمتت را می ستایم

به روی قلب من نامت شده حک

و اینک ای پدر روزت مبارک...




با حسرت نگاهت در سالهای دوری

روز پدر به سر شد با اشکِ دیدگانم

گویند امام هر عصر بابای آن زمان است

روز پدر مبارک بابای مهربانم....


اَللّهُمَّ عَجِِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج